هواداران تیم برتون و جانی دپ

تیم برتون و هلنا به جنگ اسکار میروند!!!!!!!!!

♥" به نام خدا"♥

وایییییییییییییی دلتنگی چقدر بده . سلام به همه ی دپیست ها ی گلم نمیدونید چقدر دلم براتون تنگ شده بود با اینکه یه خورده این روز ها دپیست ها کم پیدا شدن از جمله خودم

آهنگ وبم هم به مناسبت انتشار آلبوم دومین خواننده ی مورد علاقه ام رضا یزدانی عوض کردم البته سعی کردم با حال و هوای آپ هماهنگ باشه از این به بعد سعی میکنم آهنگ ها رو با هر آپ جدید که میکنم عوض کنم.

الان هم من دارم از خوشحالی بال در میارم چون تیم مورد علاقم آ.ث میلان تیمی رو که باورم نمیشد بتونه شکست بده ترکوند دمشون گرم و نشون دادن که بارسا تیمی نیست که بتونه جلوی میلان وایسه.

بلاخره هر چی بود گذشته این آپ رو به مناسبت مراسم اسکاره که امشب برگزار میشه .جرات دارن به تیم اسکار ندن میرم شتکشون میکنم

با افتخار شما را به دیدن این فیلم سینمایی دعوت میکنم اما قبل از ورود بعضی قسمت های این فیلم به افراد زیر 18 سال توصیه نمیشود...


" تیم و هلنا به جنگ اسکار میروند"

(ساعت 7 صبح خانه ی ویلایی تیم برتون)

هلنا: تیم پاشو پاشو امروز مراسمه من هنوز آماده نشدم .

تیم برتون : بابا ولمون کن اینا که اسکار بده نیستن لامصبا بیا بخواب کنارم گور بابای اسکار.

هلنا : خواب چه موقع ساعته هفته بلند شو  یه گشتی تو خیابون بزنیم حال و هوامون باز شه.

تیم برتون : نه مثل این که ایشون دست بردار نیستن ...بریم.

هلنا:قربونت بشم تیمی خودم.

تیم برتون : صبر کن حداقل لباسم رو بپوشم !

هلنا: میخوایم یه چرخی بزنیم مگه کجا میخوایم بریم.

تیم برتون: خیلی خوب. بریم

هلنا : میگم تیم یه سوال دارم ازت؟

تیم:بپرس گلم !

هلنا: چرا من توی همه ی فیلم هات باید بمیرم؟ عروس مرده , سوئینی تاد, آلیس, سایه های تاریک.

تیم : عزیزم این سوالت جواب نداره . من فقط سعی میکنم چیز های که توی زندگی شخصی ام هست بیارم داخل فیلم هام

هلنا: دارم برات!

تیم : آخه این چیه پوشیدی حداقل یه کفش درست حسابی میکردی پات.

هلنا : ولمون کن تیم اینجا که همه مارو میشناسن چه دیوونه ای هستیم.

تیم : میگم خبری از بلوم نداری؟

هلنا: کییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه یه بار دیگه اسم اون دختره ی دیوونه رو جلوی من بیاری خودت میدونی چی میشه! فهمیدم یه مدتی با هم رابطه داشتید. نه تیم آخه تو خجالت نمیکشی با دختری که 34 سال از خودت کوچکتره دوست میشی؟

تیم : تو میدونستی با بلوم رابطه داشتم . یعنی الان عصبانی نیستی؟

هلنا : نه برای چی عصبانی باشم (حالا خوبه نفهمیده منم با جانی )

تیم : تو و جانی چی؟

هلنا : هیچی بابا ولش کن. واییییییی چقدر خوابم میاد .

تیم : من میگم توی خونه بمونیم تو میگی نه!

هلنا : میگم تیمی تو که میدونی اسکار رو بهت نمیدن پس چرا میخوای بری ؟

تیم : راستش من برام مردم مهمن نه یه مشت داوری که هنوز دهنشون بوی شیر میده .

هلنا : درست میگی ...اون کیه داره میاد سمت ما چقدر شبیهه منه!!!!!

لادن : سلام , جناب برتون خوب هستید!

تیم برتون : به سلام لادن جون خوبی !

هلنا : چییییییی؟؟ تو این دخترو میشناسی؟؟

تیم : شناخت که نه ولی قبلا زیارتشون کرده بودیم

هلنا : کجا؟؟

تیم : هیچی توی خیابون با هم آشنا شدیم آخه تو یه نگاهی به سر و وضع این بنداز میفهمی از پشت دهات اومده مثل خودت دلش نیومده یه شونه ای توی اون موهاش بزنه!

لادن: سلام هلنا خانوم قدر این تیم ما رو بدونید .

هلنا : تیم شما رو؟؟؟

لادن : حالا چه فرقی میکنه !!

لادن : خوب تیمی جون من دیگه برم من الان با جانی قرار دارم . برم که جیگرم منتظرمه.

تیم : خوش اومدی لادن جون بعد میبنمتون.

هلنا: بعد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تیم : بابا حالا آبرو ریزی نکن! خداحافظ لادن جان

هلنا : بودی حالا !

لادن : نه خیلی ممنون هلی جون فعلا .

هلنا : لباسش رو ببین .جلف. ولی راست میگی ها خیلی شبیه منه

تیم برتون: نمیخوای بریم خونه

هلنا: نه بابا تازه اومدیم کجا میخوای بری ؟

ادوارد: سلام تیمی.

تیم: بههههههه سلام ادی جون خودم از این طرفا راه گم کردی ؟

ادوارد: راستش تیمی نگو که داغونم این دپیست ها بد جوری از دستم عصبانی هستن مخصوصا ستاره جون میشناسیش که؟

تیم : آره مگه میشه نشناسمش.

هلنا : تو از کجا میشناسیش!؟؟؟؟؟؟

تیم: بابا این بچه ها زیادن دور بر ما گیر نده لطفا هلی جون.

ادوارد : آها داشتم میگفتم دنبال ستاره هستم که ازش معذرت خواهی کنم ولی مثل اینکه قهر کرده رفته.

تیم : اوناهاش مثله این که داره میادش!

ادوارد : اه آره خدا رو شکر که پیداش کردم.

ادوارد : سلام ستاره جون 

ستاره:

ادوارد: بابا بی خیال تو که میدونی من کنکور دارم زیاد وقت ندارم . من معذرت میخوام جون مد هتر ببخش.

ستاره : فقط به خاطر این که جون شوهرم رو قسم خوردی وگرنه نمیبخشیدمت.

هلنا : این دختره کیه دیگه مو هاشو نیگا!!

هلنا : این ادی هم هر چی مو قشنگه دور بر خودش جمع کرده !

ستاره : خیلی ممنون هلنا خانوم فقط من موندم شما چطور روتون شده با این شلوار بیایید بیرون!

ادوارد : آی گفتی ستاره جون

ستاره : خوب ادی بخشیدمت ولی بذار عقدمو خالی کنم سرت من این همه میام مینویسم بعد تو زورت میاد یه نظر بدی. بگیر که اومد شترررررررررررررررررقققققققققق

ادوارد: آخ گوشم حداقل میخوای بزنی خبر بده . حالا خالی شدی.

ستاره : آره دیگه با اجازت من برم ...شترررررررررررررررررررققققققققق

ادوارد : بازم که زدی!

ستاره : نه این ته دلم مونده بود فعلا تیمی , هلی ,ادی خداحافظ

ادوارد: بدرود ستاره جون .آخیییییی عجب دختر خوبی ولی خیلی دستش سنگینه.

ادوارد : میگم تیمی نمیدونی این بلوم کجا رفته ؟

تیم : نه بابا من خودم هم دنبالشم مگه نمیدونی این ومپایر ها با سرعت باد نقل مکان میکنند معلوم نیست شاید الان آمریکا باشه.

ادوارد: من بهش گفتم خون آشام شدن خوب نیست گوش نکرد. واقعا دلم تنگیده براش اون موقع ها  میگفتم خوبه این دختر دیوونه هست که به وبه ما سر بزنه

هلنا : ادی ولش کن حالا میگم ما میخواییم بریم برف بازی تو هم میای؟

ادوارد: نه هلنا جون مرسی داری من الان باید برم دنبال مهسا بگردم اونم غیبش زده .

هلنا : خوب برو دیگه ما کاری باهات نداریم.

تیم : خوشحال شدم ادی فقط یه چیز گوشت بیار نزدیک : اگه بلوم رو پیداش کردی حتما یه زنگ به من بزن.

ادوارد: بای!!!!!!!!!

هلنا: تیم بریم خونه آماده بشین بریم برف بازی .

تیم : بابا ولمون کن چند ساعته دیگه باید بریم اسکار.

هلنا : به اسکار هم مرسیم هنوز خیلی وقت مونده.

تیم : حداقل صبر کن من برم این مغازه سر کوچه یه چیزی بسونم تا تو آماده بشی من اومدم.

هلنا : برو . حالا من چی بپوشم آها همون لباس سیاهه رو میپوشم.

تیم : تو هر چی بپوشی جیگر میشی عشقم . 

هلنا : مرسی عشقم بیا یه کار خصوصی باهات دارم.

ادوارد : اههههههههههههه بابا بس کنید دیگه.

تیم و هلنا : تو هنوز نرفتییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟

ادوارد : نه بابا کجا برم یه لحظه ی صدای یاسی رو شنیدم گفتم شاید اومده لندن.

تیم : یاسی خودمون رو میگی .

ادوارد : نه بابا اون یاسی که دیگه اصلا به وب ما سر نمیزنه منم گفتم برم یه یاسی جدید پیدا کنم تازه این یاسی وبلاگ هم داره.

تیم : که اینطور.

ادوارد : اه تیم ایناهاش یاسی . من گفتم اشتاه نمیکنم سلام یاسی جون.

ادوارد : سلام یاسی جون توی لندن چکار میکنی؟؟

یاسی : به سلام ادی و آقای تیم و خانوم هلنا. هیچی ادی جون این جا داشتم دنبال جاستین میگشتم بعد فهمیدم جاستین توی آمریکا زندگی میکنه!

ادوارد : خوب واقعا خوشحال شدم دیدمت ولی بهتره از این جاستین بیبر دست برداری آخه چی دیدی توی این بشر!

یاسی:  من برم دیگه جاستین منتظرمه.

ادوارد: برو برو .

تیم : میگم من دیگه برم !

ادوارد : کجا:

تیم : هیچی میخوام برم یه چیزی بخرم تو برف ها با هلنا بخوریم نمیای ادی.

ادوارد : نه مشتی هستی داش تیمی من دیگه برم.

هلنا : خوب برو دیگه من هنوز لباس برای اسکار انتخاب نکردم.

ادوارد : مگه تو به غیر از لباس مشکی لباس دیگه ای هم داری 

هلنا : 

ادوارد : به هر حال خوش گذشت من برم ببینم این دپیست ها رو پیدا میکنم یانه؟

تیم : منم برم هلنا .

هلنا : خوب منم برم لباس انتخاب کنم .

(نیم ساعت بعد)

تیم : خوب بیل تو همینجا بمون تا من برم خرت و پرت بخرم بیام.

بیل: او کی.

تیم : اه اون که سپیده است . این دختر هر دفعه با یه نفره بیچاره جانی دلینجر نمیدونه سپیده رفته با جانی دپ.

این جانی هم عجب شیطونی هستا. هر کی رو برسه تو چنگش تور میکنه.

تیم: سلام جانی و سپی جان چه خبرا؟

جانی : بهههههههه سلام تیمی جون کم پیدایی نامزد اسکار شدی دیگه ما رو نمیشناسی!

تیم : نه بابا این حرفا چیه شما هم که کلا بعضی نمیذارن که ما رو بشناسی .سلام سپی .

سپیده : سلام تیمی جون اینجا چکار میکنی؟

تیم : اومدم خوراکی بخرم.

سپیده : هلنا چطوره؟

تیم : خوبه ولی به خوبی شما نمیرسه.چه خبر از دلینجر.

سپیده: هیچی اونم منو تنها گذاشته منم مجبور شدم بیام با جانی.

تیم : آره میدونم. خوب بچه ها کاری ندارید من باید برم هلنا منتظرمه .

سپیده : برو ولی اگه ادوارد و دیدی از طرف من بهش بگو تو روحت.

تیم : چرا ؟؟؟

سپیده : هیچی تو اینو بگو خودش میفهمه.

تیم : باشه بهش میگم. جانی سپی فعلا خوش باشین با هم.

سپیده : هستیم

(یک ساعت بعد خانه ی تیم برتون)

هلنا : تیم چرا اینقدر دیر کردی ؟ این لباسم به نظرت چطوره.؟؟

تیم : خوب چیه پوشیدی واقعا که عقلت کمه !

هلنا : خوب چیه گفتم یه خورده متفاوت باشم. حالا عوضش میکنم . این چطوره؟

تیم : جون من برو یه لباس درستی بپوش خوب با این که آبرومون میره.

هلنا : بی احساس.

این چطور.

تیم : سرعت لباس عوض کردنت منو کشته . یا حضرت مسیح این چه مدل مویی دیگه.

هلنا : دیگه داری میری رو اعصابم اگه این یکی هم بگی بده داغونت میکنم.

تیم : این خوبه ولی به درد مراسم نمیخوره.

هلنا : اصلا بیخیال فعلا یه لباس بپوشم بریم برف بازی این بچه ها دلشون کشیده.

تیم : مطمئنی فقط بچه ها دلشون کشیده؟؟

هلنا:

تیم : بریم بریم. میگم حالا نمیشد با ماشین بریم.

هلنا : میخوردیم توی ترافیک توی راه برگشت.

تیم : بابا مگه اینجا ایرانه .

هلنا : والا ایران از این لندنی که بوی ادرار فضاش رو پر کرده بهتره.

تیم : این دیالوگ سوئینی تاد نبود؟؟؟

هلنا:

(دو ساعت بعد منطقه ی تفریحی زمستانی)

تیم : واییییییییییی یخ زدم.

هلنا : خیلی شیرازی هستی تیم اینجا که سرد نیست.

تیم : منم اگه مثل تو پالتو پوشیده بودم سردم نمیشد.

تیم : ببین مردم چه ذوقی میکنن انگار برف ندیده هستن . جای ادوارد خالیه اون به برف علاقه ی زیادی داره

هلنا : اه حلال زادست ببین اونجاست . ولی اون دختره کیه کنارشه؟

تیم : ا این که مهساست بلاخره پیداش کرد!

هلنا : مهسا کیه ؟

تیم : ای خدا ادیییییییییییییییییی!

هلنا : ههههههههههههههه ببین با پوز خورد زمین

ادوارد : دست و پا چلفتی 

ادوارد : سلام دوباره به تیم و هلی. تیم مهسا پیداش کردم نمیدونم چرا دپیست ها یهو حوس لندن زده به سرشون .

مهسا : سلام  تیمی.

تیم : به به سلام مهسا جون تو آسمون ها دنبالت میگشتیم زیر برف ها پیدات کردیم.

مهسا : چکار کنم تیم جون گرفتارم. گفت بیام لندن شاید تونستم سوئینی رو پیدا کنم بیاد این رگ گردن ما رو بزنه خلاصمون کنه از این زندگی.

تیم : بله چه خوب واقعا دپیست ها دارن دیوونه میشن.

مهسا : اهههه تیم حواست به پشت سرت باشه یه اسکی ............

تیم : آیییییییییییییییییییییییییی خدا شترققققققققققققققققققق

ادوارد : آخ تیمی چی شدی؟

تیم : هیچی فکر کنم دستم شکسته !

هلنا : وای خدا مرگم بده مرد تو نمیتونی درست روی پات وایسی؟؟؟

تیم : بابا این بچه ه با اسکی زد پشت پام خوردم زمین اییییییییییی واییییییییییی دستم.

مهسا : میگم کاش میبردیمش بیمارستان.

ادوارد : آره دستش رو بگیر مهسا تا ببریمش هلنا تو هم پاش رو بگیر.

مهسا : آخه تیم نا محرمه .

ادوارد : ای بابا بی خیال شو تو این وضعیت میخوای صیغه بخونم همین الان.

تیم : آره بخون بخون.

ادوارد : تو دیگه خفه شو تیم.

(ساعت30 :17  جلوی در بیمارستان)

تیم : هلنا چند ساعت بشتر تا اسکار نمونده باید سریع برسیم.

هلنا : وای من که هنوز لباس نپوشیدم.

تیم : سریع میریم خونه لباست رو عوض کن تا بریم.

هلنا : تو میخوای چی بپوشی؟

مهسا : مگه تیم به جز کت مشکی لباس دیگه ای هم داره ؟

ادوارد : خوب گفتی مهسا جون  

میگم مهسا جون من میخوام برم ایران اگه میای تا برسونمت.

مهسا : آره قربون دستت ولی ماشینت چیه؟

ادوارد : راستش مزدا 3 هست ولی مغز ژیان روش سوار کردن.

مهسا : حتما از ایران خریدی.

ادوارد : حرف سیاسی نزن که میگیرنمون. خوب تیمی با اجازت ما بریم. اگه بلوم رو توی مراسم دیدی از طرف من بهش بگو ( ♣•◘♠☻☺♥)

تیم : حتما ادی جون .

مهسا : خوب هلنا و تیمی جون خوشحال شدم ادی بریم که کلی کار دارم.

تیم : خدانگهدار . خوب هلنا بدو بریم که دیره .

هلنا : اگه اسکار رو به فرانکن وینی ندن اسکار رو به توپ میبندم ببین کی گفتم.

تیم : تازه کجا شو دیدی بیتل جوس رو آماده کردم برای عوامل آرگو آخه ادی میگفت همچین آدم های هستن که نمیذارن انیمیشن تو جایزه بگیره .

هلنا و تیم : بزن بریم

ادامه ی این فیلم را امشب ساعت 1:25 بامداد  به صورت زنده از شبکه ی NBC مشاهده فرمایید...

"هلنا و تیم در اسکار 2013"

 

خوب اینم از این دوستان اگه توی آپ به کسی بی احترامی شده به بزرگی خودتون ببخشید .

الان سخت دارم خودم رو آماده میکنم که اگه اسکار رو به تیم عزیزم ندادن با سوئینی و بیتل جوس و ویلی ونکا و بارناباس  به همراه تیم و هلنا اسکار رو بترکونیم.

بازم به خاطر این که یه خورده دیر آپ کردم عذر میخوام و مثل همیشه در آخر جمله ی پایانی:


سر کلاس ریاضی بود که استاد اومد رو تخته دو خط موازی کشید خط پایینی نگاهی به بالایی کرد و تو دلش عاشقش شد.

خط بالایی هم نگاهی به پایینی کرد و اونم عاشقش شد.

 

در همین هنگام بود که استاد داد زد و گفت : که دو خط موازی هیچ وقت به هم نمیرسن...

  والسلام...

نویسنده: timburton ׀ تاریخ: یکشنبه 06 اسفند 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

به دنیای تیم برتون خوش آمدید

به دنیای خاص و پر رمز و راز تیم برتون خوش آمدید. در این وبلاگ جدیدترین اخبار، تصاویر و ویدئو از پادشاه دنیای فانتزی تیم برتون قرار میگیرد.


لینکهای دوستان

جستجوی مطالب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید